<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>طلبه آخرالزمان</title>
		<link>https://abadan.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://abadan.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description>اینجا حنجره من است تا بی تفاوت نباشم</description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>عذاب قبر به خاطر آزردن شوهر</title>
			<link>https://abadan.kowsarblog.ir/عذاب-قبر-به-خاطر-آزردن-شوهر</link>
			<pubDate>19:30:00 +0330 سه شنبه، 18 آذر 1399</pubDate>			<dc:creator>سيده سبا ميرزماني ارجنگي</dc:creator>
			<category domain="main">مطالعات خانواده</category>			<guid isPermaLink="false">1121157@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;✍یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط&lt;br /&gt;نقل می‌کند : زنی بود که شوهرش سید و از دوستان جناب شیخ بود. او خیلی شوهرش را اذیّت می‎کرد پس از چندی آن زن فوت کرد هنگام دفنش جناب شیخ حضور داشت با چشم برزخی مشاهداتی کردند بعد فرمودند : روح این زن جدل می‌کند ، وقتی که خواستند او را دفن کنند اعمالش به شکل یک سگ سیاه درنده‎ای شد . همین که خانم فهمید این سگ باید با او دفن شود متوجه شد چه بلایی در مسیر زندگی بر سر خود آورده شروع کرد به التماس و نعره زدن ، دیدم خیلی ناراحت است لذا از این سید خواهش کردم که حلالش کند او هم بخاطر من حلالش کرد . سگ رفت و او را دفن کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?منبع : کیمیای محبت ، ص ۱۴۱&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abadan.kowsarblog.ir/عذاب-قبر-به-خاطر-آزردن-شوهر&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>✍یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط<br />نقل می‌کند : زنی بود که شوهرش سید و از دوستان جناب شیخ بود. او خیلی شوهرش را اذیّت می‎کرد پس از چندی آن زن فوت کرد هنگام دفنش جناب شیخ حضور داشت با چشم برزخی مشاهداتی کردند بعد فرمودند : روح این زن جدل می‌کند ، وقتی که خواستند او را دفن کنند اعمالش به شکل یک سگ سیاه درنده‎ای شد . همین که خانم فهمید این سگ باید با او دفن شود متوجه شد چه بلایی در مسیر زندگی بر سر خود آورده شروع کرد به التماس و نعره زدن ، دیدم خیلی ناراحت است لذا از این سید خواهش کردم که حلالش کند او هم بخاطر من حلالش کرد . سگ رفت و او را دفن کردند.</p>
<p> </p>
<p>?منبع : کیمیای محبت ، ص ۱۴۱</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abadan.kowsarblog.ir/عذاب-قبر-به-خاطر-آزردن-شوهر">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abadan.kowsarblog.ir/عذاب-قبر-به-خاطر-آزردن-شوهر#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abadan.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1121157</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>المیزان را مدیون اویم</title>
			<link>https://abadan.kowsarblog.ir/المیزان-را-مدیون-اویم</link>
			<pubDate>21:22:00 +0330 یکشنبه، 25 آبان 1399</pubDate>			<dc:creator>سيده سبا ميرزماني ارجنگي</dc:creator>
			<category domain="alt">اعتقادی</category>
<category domain="main">مطالعات خانواده</category>			<guid isPermaLink="false">1111924@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;فرض کنید دختر یک خانواده ی ثروتمند هستید در تبریز.&lt;br /&gt; با یک طلبه ساده ازدواج میکنید و بخاطر ادامه تحصیل همین طلبه ی ساده راهی نجف میشوید. &lt;br /&gt;گرما و غربت شهر نجف را در نظر بگیرید، خدا به شما فرزندی میدهد. بعد این فرزند می میرد!&lt;br /&gt; بعد دوباره فرزند میدهد، دوباره در همان بچگی می میرد!&lt;br /&gt; دوباره فرزند میدهد دوباره…!! &lt;br /&gt;این درحالی ست که فقر گریبان تان را گرفته. &lt;br /&gt;در حدی که یکی یکی، اسباب خانه را میفروشید. &lt;br /&gt;حتی رختخواب!….&lt;br /&gt;&amp;#8230;&amp;#8230;&lt;br /&gt;همسر علامه طباطبایی همیشه مرا به فکر میبرد.&lt;br /&gt; علامه درباره ایشان گفته بودند: ” من نوشتن المیزان را مدیون ایشانم” !! &lt;br /&gt;یا :“اگر صبر حیرت انگیز همسرم نبود من نمیتوانستم ادامه ی تحصیل بدم” &lt;br /&gt;صبر حیرت انگیز.. .&lt;br /&gt;نوشتن المیزان…&lt;br /&gt; علامه نه تعارف داشته و نه اغراق میکند. &lt;br /&gt;علامه در جایی فرموده بودند: “ایشان وقتی در قم رو به حضرت معصومه سلام میدادند من جواب خانوم را میشنیدم! و همچین هنگامی که زیارت عاشورا میخواندند من جواب سلام امام حسین(ع) را میشنیدم!”&lt;br /&gt;&amp;#8230;&amp;#8230;&lt;br /&gt;همیشه به جایگاه او حسرت میخورم! &lt;br /&gt;با خودم فکر میکنم وقتی که داشته خانه را جارو میزده، یا وقتی برای علامه چایی میریخته، میدانسته در آسمان ها انقدر معروف است؟&lt;br /&gt; میدانسته در پرورش یک مرد بزرگ انقدر موثر است؟&lt;br /&gt;کاش کتابی از زندگی نامه اش چاپ شده بود.&lt;br /&gt; کاش برای ما کلاس آموزشی میگذاشت.&lt;br /&gt;کلاس اخلاق. اخلاص.&lt;br /&gt;کلاس مدیریت زندگی در شرایط بحرانی.&lt;br /&gt; کلاس چگونه از همسر خود علامه طباطبایی بسازیم؟&lt;br /&gt; کلاس چگونه بدون قلم بدست گرفتن تفسیر المیزان بنویسیم؟&lt;br /&gt; کلاس چگونه مهم باشیم اما مشهور نه؟&lt;br /&gt; کلاس چگونه توانستم در اهداف والای همسرم او را در بدترین شرایط یاری دهم؟&lt;br /&gt; کلاس…&lt;br /&gt;همه ی این ها چند واحد میشود؟&lt;br /&gt; چقدر واحد پاس نکرده دارم&amp;#8230;.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abadan.kowsarblog.ir/المیزان-را-مدیون-اویم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فرض کنید دختر یک خانواده ی ثروتمند هستید در تبریز.<br /> با یک طلبه ساده ازدواج میکنید و بخاطر ادامه تحصیل همین طلبه ی ساده راهی نجف میشوید. <br />گرما و غربت شهر نجف را در نظر بگیرید، خدا به شما فرزندی میدهد. بعد این فرزند می میرد!<br /> بعد دوباره فرزند میدهد، دوباره در همان بچگی می میرد!<br /> دوباره فرزند میدهد دوباره…!! <br />این درحالی ست که فقر گریبان تان را گرفته. <br />در حدی که یکی یکی، اسباب خانه را میفروشید. <br />حتی رختخواب!….<br />&#8230;&#8230;<br />همسر علامه طباطبایی همیشه مرا به فکر میبرد.<br /> علامه درباره ایشان گفته بودند: ” من نوشتن المیزان را مدیون ایشانم” !! <br />یا :“اگر صبر حیرت انگیز همسرم نبود من نمیتوانستم ادامه ی تحصیل بدم” <br />صبر حیرت انگیز.. .<br />نوشتن المیزان…<br /> علامه نه تعارف داشته و نه اغراق میکند. <br />علامه در جایی فرموده بودند: “ایشان وقتی در قم رو به حضرت معصومه سلام میدادند من جواب خانوم را میشنیدم! و همچین هنگامی که زیارت عاشورا میخواندند من جواب سلام امام حسین(ع) را میشنیدم!”<br />&#8230;&#8230;<br />همیشه به جایگاه او حسرت میخورم! <br />با خودم فکر میکنم وقتی که داشته خانه را جارو میزده، یا وقتی برای علامه چایی میریخته، میدانسته در آسمان ها انقدر معروف است؟<br /> میدانسته در پرورش یک مرد بزرگ انقدر موثر است؟<br />کاش کتابی از زندگی نامه اش چاپ شده بود.<br /> کاش برای ما کلاس آموزشی میگذاشت.<br />کلاس اخلاق. اخلاص.<br />کلاس مدیریت زندگی در شرایط بحرانی.<br /> کلاس چگونه از همسر خود علامه طباطبایی بسازیم؟<br /> کلاس چگونه بدون قلم بدست گرفتن تفسیر المیزان بنویسیم؟<br /> کلاس چگونه مهم باشیم اما مشهور نه؟<br /> کلاس چگونه توانستم در اهداف والای همسرم او را در بدترین شرایط یاری دهم؟<br /> کلاس…<br />همه ی این ها چند واحد میشود؟<br /> چقدر واحد پاس نکرده دارم&#8230;.<br /><br /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abadan.kowsarblog.ir/المیزان-را-مدیون-اویم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abadan.kowsarblog.ir/المیزان-را-مدیون-اویم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abadan.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1111924</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>به یاد آنها بخوانیم..</title>
			<link>https://abadan.kowsarblog.ir/به-یاد-آنها-بخوانیم</link>
			<pubDate>15:20:00 +0330 دوشنبه، 21 مهر 1399</pubDate>			<dc:creator>سيده سبا ميرزماني ارجنگي</dc:creator>
			<category domain="alt">اعتقادی</category>
<category domain="main">پژوهش</category>			<guid isPermaLink="false">1088612@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;#‏مدافعان_حرم اگر نبودند، من و تو نمی توانستیم اینگونه آزادانه در خیابان ها راه برویم؛ نمی توانستیم با غرور در مورد خود و توانمندی هایمان صحبت کنیم. مدافعان حرم بودند که این غرور را به مردم سرزمینشان با خونشان هدیه دادند. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; گل های خان طومان برگشتند&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;کتاب: &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;&lt;strong&gt;از حاج ابراهیم تا خان طومان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتابی که حسابی دلم را می برد &amp;#8230; و به مراد دلم جهت می دهد. معرفی کتاب در این روزها که خبر رسیده شهدای خان طومان برمیگردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در خبرها دیدم که تشییع باشکوهی برگزار نمی شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;#8230;گویا کرونا فقط برای تشییع شهداست..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;✅اما باشد تا در تاریخ ثبت شود، ولایت مدارها عقلایی ترین رفتار را داشتند&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abadan.kowsarblog.ir/به-یاد-آنها-بخوانیم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>#‏مدافعان_حرم اگر نبودند، من و تو نمی توانستیم اینگونه آزادانه در خیابان ها راه برویم؛ نمی توانستیم با غرور در مورد خود و توانمندی هایمان صحبت کنیم. مدافعان حرم بودند که این غرور را به مردم سرزمینشان با خونشان هدیه دادند. </p>
<p> گل های خان طومان برگشتند</p>
<p style="text-align: justify;">کتاب: <span style="color: #ff0000;"><strong>از حاج ابراهیم تا خان طومان</strong></span></p>
<p>کتابی که حسابی دلم را می برد &#8230; و به مراد دلم جهت می دهد. معرفی کتاب در این روزها که خبر رسیده شهدای خان طومان برمیگردند.</p>
<p>در خبرها دیدم که تشییع باشکوهی برگزار نمی شود</p>
<p>&#8230;گویا کرونا فقط برای تشییع شهداست..</p>
<p>✅اما باشد تا در تاریخ ثبت شود، ولایت مدارها عقلایی ترین رفتار را داشتند</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abadan.kowsarblog.ir/به-یاد-آنها-بخوانیم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abadan.kowsarblog.ir/به-یاد-آنها-بخوانیم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abadan.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1088612</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>چندخطی برای رباب</title>
			<link>https://abadan.kowsarblog.ir/چندخطی-برای-رباب</link>
			<pubDate>21:20:00 +0330 پنجشنبه، 17 مهر 1399</pubDate>			<dc:creator>سيده سبا ميرزماني ارجنگي</dc:creator>
			<category domain="main">اعتقادی</category>			<guid isPermaLink="false">1087485@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;▪️ #رباب ، دختر عاقل و عالمِ عدی بن اوس از #انصار ساکن #شام بود. کسی کلامش به فصاحت مشهور و زبانش به شاعری گشورده شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;▪️ پس از ازدواج با حسین بن علی (ع)، مورد توجه و علاقه ایشان قرار گرفت؛ تا جایی که ایشان درباره رباب و دخترش فرموده است: «هرگز زندگی در خانه ای را دوست ندارم که در آن #سکینه و رباب نباشند. می خواهم تمام مال خود را نثارشان نمایم و من را سرزنش و عتاب نکنید.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;▪️رباب که در واقعه #کربلا حضور داشت، پس از #اربعین یکسال در زیر آفتاب نشست و هرگز در سایه نرفت تا اینکه از این مصیبت، به دیدار خداوند شتافت. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? آخرین لحظه ی شهید&lt;br /&gt;▪️ لبهای #علی_اصغر ، مثل ماهیان بیرون از آب به هم می خورد. رباب، لبهای خشکش را گاز گرفت و او را به سینه ی بی شیر چسباند. ناگهان برخاست. هاجر وار میان خیمه ها می دوید و طلب آب می کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;▪️ #زینب (س) با چشمان پر اشک به او می نگریست. فرزند برادر را به آغوش گرفت و به سمت حسین (ع) رفت. رباب در سکوت به زینب خیره شد که طفل را در دستان برادر گذاشت و فرمود: «این طفل تو سه روز است آبی ننوشیده. از این قوم برای او جرعه ای #آب بطلب.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;▪️ حسین بن علی (ع) به سمت لشکریان دشمن برگشت و فرمود: «ای مردم! شما پیروان و خانواده ام را کشتید. جگر این طفل شیرخواره از #تشنگی آتش گرفته است. نزدیک به هلاکت رسیدن است، جرعه آبی برای این تشنه لب بدهید.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;▪️ رباب، به چشم خود دید، حرمله را و گلوی شش ماهه اش را. رباب، در سکوت، به رضای الهی راضی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;? وداع&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;▪️برای علی (ع) یک قبر کوچک با غلاف شمشیر می کند و خاک مزارش با اشک در می آمیخت. صدای آه حسین (ع) زنها را از خیمه بیرون کشید. اول ام کلثوم دوید&amp;#8230; پایش به لباس عربی می پیچید و زمین می خورد؛ آخر برادرزاده اش برای چه کشته بودند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;▪️ فریاد می کشید: ای وای از آتش دلم! آه از این مصیبت!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;▪️ علی در خاک رفت ولی این آخرین دیدار رباب نبود. رباب، زمانی که با دستان بسته و پای غل شده در زنجیر، در کاروان می رفت، بارها و بارها سر بلند کرد و سر علی را بر قامت نیزه دید و دید و دید&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? مجلسی، محمد باقر، محن الابرار، ترجمه ی مقتل بحارالانوار،ج 1، ص 1009.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abadan.kowsarblog.ir/چندخطی-برای-رباب&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>▪️ #رباب ، دختر عاقل و عالمِ عدی بن اوس از #انصار ساکن #شام بود. کسی کلامش به فصاحت مشهور و زبانش به شاعری گشورده شده بود.</p>
<p>▪️ پس از ازدواج با حسین بن علی (ع)، مورد توجه و علاقه ایشان قرار گرفت؛ تا جایی که ایشان درباره رباب و دخترش فرموده است: «هرگز زندگی در خانه ای را دوست ندارم که در آن #سکینه و رباب نباشند. می خواهم تمام مال خود را نثارشان نمایم و من را سرزنش و عتاب نکنید.»</p>
<p>▪️رباب که در واقعه #کربلا حضور داشت، پس از #اربعین یکسال در زیر آفتاب نشست و هرگز در سایه نرفت تا اینکه از این مصیبت، به دیدار خداوند شتافت. </p>
<p>? آخرین لحظه ی شهید<br />▪️ لبهای #علی_اصغر ، مثل ماهیان بیرون از آب به هم می خورد. رباب، لبهای خشکش را گاز گرفت و او را به سینه ی بی شیر چسباند. ناگهان برخاست. هاجر وار میان خیمه ها می دوید و طلب آب می کرد.</p>
<p>▪️ #زینب (س) با چشمان پر اشک به او می نگریست. فرزند برادر را به آغوش گرفت و به سمت حسین (ع) رفت. رباب در سکوت به زینب خیره شد که طفل را در دستان برادر گذاشت و فرمود: «این طفل تو سه روز است آبی ننوشیده. از این قوم برای او جرعه ای #آب بطلب.»</p>
<p>▪️ حسین بن علی (ع) به سمت لشکریان دشمن برگشت و فرمود: «ای مردم! شما پیروان و خانواده ام را کشتید. جگر این طفل شیرخواره از #تشنگی آتش گرفته است. نزدیک به هلاکت رسیدن است، جرعه آبی برای این تشنه لب بدهید.»</p>
<p>▪️ رباب، به چشم خود دید، حرمله را و گلوی شش ماهه اش را. رباب، در سکوت، به رضای الهی راضی شد.</p>
<p><br />? وداع</p>
<p>▪️برای علی (ع) یک قبر کوچک با غلاف شمشیر می کند و خاک مزارش با اشک در می آمیخت. صدای آه حسین (ع) زنها را از خیمه بیرون کشید. اول ام کلثوم دوید&#8230; پایش به لباس عربی می پیچید و زمین می خورد؛ آخر برادرزاده اش برای چه کشته بودند؟</p>
<p>▪️ فریاد می کشید: ای وای از آتش دلم! آه از این مصیبت!</p>
<p>▪️ علی در خاک رفت ولی این آخرین دیدار رباب نبود. رباب، زمانی که با دستان بسته و پای غل شده در زنجیر، در کاروان می رفت، بارها و بارها سر بلند کرد و سر علی را بر قامت نیزه دید و دید و دید&#8230;</p>
<p>? مجلسی، محمد باقر، محن الابرار، ترجمه ی مقتل بحارالانوار،ج 1، ص 1009.</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abadan.kowsarblog.ir/چندخطی-برای-رباب">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abadan.kowsarblog.ir/چندخطی-برای-رباب#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abadan.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1087485</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>دنیا بهشت کفار</title>
			<link>https://abadan.kowsarblog.ir/دنیا-بهشت-کفار</link>
			<pubDate>13:14:00 +0330 چهارشنبه، 9 مهر 1399</pubDate>			<dc:creator>سيده سبا ميرزماني ارجنگي</dc:creator>
			<category domain="main">اعتقادی</category>			<guid isPermaLink="false">1083789@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;گاه دچار تردید می‌گردم! کسانی که اعتقادات و مقیدات درستی (نماز، حلال و حرام و &amp;#8230;) ندارند، وضعیت بهتری دارند، گویی خداوند امثال ما را رها کرده است؟&lt;/span&gt;!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای رحمت، لطف و کرم خداوند متعال، چرتکه انداخته می‌شود و ریالی محاسبه می‌گردد؟! آیا گمان می‌شود که دنیا، آخرت است و هر کسی در اینجا نعمت مادی بیشتری داشت، مقرب‌تر و مرفه‌تر است و هر که نداشت، لابد دچار قهر الهی شده و یا دست کم رها شده است؟! آیا خداوند متعال در قرآن کریم، خودش را اینگونه معرفی نموده، یا آن که نگاه ماده‌گرایانه [ماتریالیستی] چنان غالب شده که به رغم گمان برخورداری از شناخت و ایمان، به خداوند سبحان و الطاف و نعمات او نیز با عینک مادی نگاه می‌شود؟!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #0000ff;&quot;&gt;بنابراین، اگر گاه چند سؤال عقلی برای ذهن خود مطرح نماییم و سپس به جای نگاه احساسی و ناامیدانه و گله‌مندانه و حتی طلبکارانه، نگاهی با معرفت، ایمان، اخلاص، عشق و امید داشته باشیم، خودمان متوجه می‌شویم و به پاسخ بسیاری از پرسش‌ها می‌رسیم؛ و البته مطالعه نیز لازم است، چرا که &amp;#8220;عقل به نور علم می‌بیند&quot;؛ و به همین دلیل خداوند علیم و حکیم، کتاب خلقت و کتاب وحی را به روی ما گشوده است و انبیا و رسولانش را برای خواندن نشانه‌هایش، و تعلیم کتاب و حکمت به سوی ما فرستاده است، چرا که علم، بدون معلم حاصل نمی‌گردد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #008080;&quot;&gt;«كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ» (البقره، 151)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترجمه: همان گونه که رسولى از خودتان در ميان شما فرستاديم؛ تا آيات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاك كند؛ و به شما، كتاب و حكمت بياموزد؛ و آنچه را نمى‌دانستيد، به شما ياد دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوء ظن به خداوند سبحان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدتر از داشتن و یا نداشتن، سوء ظنّ نسبت به خداوند سبحان است که در نهایت به اهانت و افترای به او می‌انجامد! و مهم آن است که بسیاری از مسلمانان، از سنگینی بار بسیاری از گناهان با خبرند، اما به راحتی به خداوند متعال سوء ظن پیدا می‌کنند و هر نسبت ناروا و افترایی را به او می‌بندند! غافل از آن که خود می‌فرماید: بدترین ظلم، افترای به اوست و افترا زننده، ظالم‌ترین انسان‌هاست و خداوند افترا زنندگان را کافران می‌خواند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْكَافِرِينَ» (العنکبوت، 68)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترجمه: چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ بسته يا حق را پس از آنكه به سراغش آمده تكذيب نمايد؟! آيا جايگاه كافران در دوزخ نيست؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●- بسیاری [دانسته یا ندانسته]، به هنگام موفقیت و دارایی، مواضع &amp;#8220;قارونی&amp;#8221; می‌گیرند و می‌گویند: «این حاصل اندیشه، فکر، هنر و عمل خودمان است»! و به هنگام مواجه با مشکلات، &amp;#8220;جبر گرا&amp;#8221; می‌شوند و می‌گویند: «خدا چنین کرد – خدا چنین خواست و &amp;#8230;» و گله‌مند هم می‌شوند که «چرا خدا با ما چنین می‌کند»؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عقل معاش&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ما یک کلمه‌ی &amp;#8220;عقل&amp;#8221; می‌گوییم و آن را به هر معنا و مصداقی از تفکر و تعقل حمل می‌نماییم، در حالی که بسیار فرق است بین &amp;#8220;عقل شناختی&amp;#8221; با &amp;#8220;عقل معاش&quot;. لذا ممکن است کسی بسیار مؤمن باشد، اما &amp;#8220;عقل معاش&amp;#8221; نداشته باشد و دیگری اصلاً کافر باشد، ولی &amp;#8220;عقل معاش&amp;#8221; داشته باشد. آیا چینی‌ها و ژاپنی‌های بودایی، یا امریکایی‌ها و اروپایی‌های به ظاهر مسیحی، در اقتصاد موفق‌ترند، یا مسلمانان؟! امام خامنه‌ای، با این همه تأکیدات، هنوز نتواسته سیستم اجرایی و برنامه‌ریزی کشور را قانع کند که باید متوجه &amp;#8220;سرمایه و تولید&amp;#8221; داخلی باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;نگاه به دیگران و قیاس:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از بدترین نگرش‌ها و کارها، نگاه به ظاهر دیگران و سپس قیاس باطن خود با ظاهر آنهاست! آدمی نسبت به خودش شناخت دارد و تا حدودی عمق و فشار مشکلات خودش را درک می‌کند، اما دز دیگران به جز ظاهر نمی‌بیند. سپس با یک داوری مبتنی بر نادانی و ظاهربینی، می‌گوید: «فلانی نماز نمی‌خوانَد، اما خانه و خودرو و شغل خوب و شرکت دارد، ولی من نماز می‌خوانم و اینها را ندارم»؛ گویی نتیجه نماز، باید خانه و خودرو باشد! و بدتر آن که نسبت به خداوند سبحان تردید می‌کند! و این کاش فقط در وجودش شک می‌کرد، در حالی که به وجود خدا شک نمی‌کند، بلکه او را متهم و محکوم می‌سازد!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کسی بیشتر از روزی‌اش نمی‌خورد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رزق و روزی مادی و معنوی نیز قانونمند است و حساب و کتاب دارد و از روی علم و  حکمت توزیع می‌شود. فرق است بین روزی کسی که فکر می‌کند، کار می‌کند، مقتصد است و &amp;#8230;، با رزق و روزی کسی که منتظر است سقف بشکافد و از آسمان روزی برسد! اما در هر حال میزان دارایی، به مثابه رزق و روزی نیست، بلکه میزان مصرف، رزق و روزی است که یا به حلال به دست آورده و یا به حرام. کسی که صدها میلیارد دارد، اما یک دست کت و شلوار دارد و کسی که کارمند است و همان یک دست را دارد؛ روزی‌شان همان یک دست کت و شلوار است. سوپر میلیاردری را می‌شناسم که به یک وعده غذا خوردن دیگران حسرت می‌بُرد و می‌گفت: «بیش از ده سال است که معده‌ی من، به جز نان و ماست را قبول نمی‌کند»!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #008000;&quot;&gt;روزی و طغیان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گاه رزق و روزی زیاد مادی [ثروت، شهرت، شغل، موقعیت اجتماعی و &amp;#8230;]، سبب طغیان می‌گردد! فرمود: «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى / العلق، 6 و 7»؛ یعنی [انسان که هیچ گاه غنی نمی‌شود و همیشه فقیر است]، اما آنگاه که خود را غنی می‌بیند، طغیان (سرکشی) می‌کند. در آیه دیگری می‌فرماید که اگر بیشتر بدهم، نه تنها طغیان می‌کنند، بلکه در این طغیان، لجاجت و پافشاری هم می‌کنند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» (المؤمنون، 75)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترجمه: و اگر به آنان رحم كنيم و گرفتاری‌ها و مشكلاتشان را برطرف سازيم، (نه تنها بيدار نمى‌شوند، بلكه) در طغيان‌شان لجاجت مى‌ورزند و (در اين وادى) سرگردان مى‌مانند!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا بیشتر سرمایه‌داران و مرفهین، اهل طغیان و فسق و حتی ظلم نیستند؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●- بنابراین، خداوند رحمان و رحیم، به بنده‌ی مؤمن، معتقد و معادگرایش، چیزی نمی‌دهد که سبب انحراف و طغیان او شود، اما به بنده‌ی کافرش بیشتر هم می‌دهد تا بیشتر فرو رود، چرا که این لجبازی در طغیان، به خودش بر می‌گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000; background-color: #ff0000;&quot;&gt;دنیا، بهشت کفار&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته در نظام هدایت، مسائل دیگری هم هست که شاید درکش برای ما زیاد هم آسان، راحت و قابل پذیرش نباشد! همین‌قدر خلاصه می‌شود که همگان بندگان خداوند هستند و باید نصیب و لذتی از بهشت خدا ببرند، منتهی آنان که کافرند و اعتقادی به معاد ندارند، بهشت را خلاصه به رفاه و لذت دنیای مادی می‌دانند و خدا هم چیزی از متاع دنیا به آنها می‌دهد، ولی از آخرت بی‌نصیب می‌مانند؛ ولی برخی دنیا و آخرت حسنه را مطالبه می‌کنند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«‌&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ * وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (البقره، 200 و 201)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترجمه: &amp;#8230; بعضى از مردم مى‌گويند: «خداوندا! به ما در دنيا، ( نيكى ) عطا كن!» ولى در آخرت، بهره‌اى ندارند * و بعضى مى‌گويند: «پروردگارا! به ما در دنيا ( نيكى ) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس، خداوند متعال به آن که هم دنیا را می‌خواهد و هم آخرت را می‌خواهد، در دنیا روزی حسنه و به اندازه می‌دهد و در آخرت، روزی بی‌حساب؛ اما به دنیا گرایان، کم یا زیاد، روزی دنیا را می‌دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●- پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله، و امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام، هر دو در یک جمله‌ی بسیار نورانی و ژرف فرمودند: «&lt;span style=&quot;color: #008080;&quot;&gt;الدُّنيا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ و َ جَنَّةُ الْكافِرِ – دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است / امالی شیخ طوسی، ج 1، ص 356».&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●- خداوند متعال، خود در قرآن کریم فرمود که اگر شما مؤمنان دچار مشکلات شناختی و اعتقادی و سوء ظن و &amp;#8230; نمی‌شدید و دسته جمعی از دین و ایمان بیرون نمی‌رفتید، سقف خانه‌ی کفار را از نقره قرار می‌دادم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ» (الزّخرف، 33)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترجمه: اگر (تمكّن كفّار از مواهب مادى) سبب نمى‌شد كه همه‌ی مردم امت واحد (گمراهى) شوند، ما براى كسانى كه به (خداوند) رحمان كافر مى‌شدند، خانه‌هايى قرار مى‌داديم با سقف‌هايى از نقره و نردبان‌هايى كه از آن بالا روند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بالاخره آنها نیز باید نصیبی از بهشت و نعمات الهی ببرند، منتهی این دنیا فانی، این خانه‌هایی که بزرگش نیز کوچک است و در آن پیر و فرسوده شده و می‌میرند و به ارث می‌گذارند را به عنوان بهشت خود انتخاب کرده‌اند؛ اگر چه هر کافری هم مرفه نمی‌شود و آن که مرفه‌تر می‌شود، بیشتر در غفلت فرو می‌رود و طغیان می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●●●- بنابراین، باید در راستای توحید و معاد و آخرت‌گرایی، با توکل، توسل، دعا و البته تفکر، تعقل، برنامه‌ریزی و تلاش، به دنبال کسب و افزایش رزق حلال خود باشیم، نه این که به ظاهر زندگی دیگران بنگریم، در نیتجه به خداوند متعال سوء ظنّ نماییم و افترا نیز ببندیم! این گمراهی و خسرانی به مراتب بدتر و مُهلک‌تر از کم داشتن یا نداشتن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مشارکت و هم‌افزایی (پرسش  و نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرسش:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گاه دچار تردید می‌گردم! کسانی که اعتقادات و مقیدات درستی (نماز، حلال و حرام و &amp;#8230;) ندارند، وضعیت بهتری دارند، گویی خداوند امثال ما را رها کرده است؟!&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abadan.kowsarblog.ir/دنیا-بهشت-کفار&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #ff0000;">گاه دچار تردید می‌گردم! کسانی که اعتقادات و مقیدات درستی (نماز، حلال و حرام و &#8230;) ندارند، وضعیت بهتری دارند، گویی خداوند امثال ما را رها کرده است؟</span>!</p>
<p>برای رحمت، لطف و کرم خداوند متعال، چرتکه انداخته می‌شود و ریالی محاسبه می‌گردد؟! آیا گمان می‌شود که دنیا، آخرت است و هر کسی در اینجا نعمت مادی بیشتری داشت، مقرب‌تر و مرفه‌تر است و هر که نداشت، لابد دچار قهر الهی شده و یا دست کم رها شده است؟! آیا خداوند متعال در قرآن کریم، خودش را اینگونه معرفی نموده، یا آن که نگاه ماده‌گرایانه [ماتریالیستی] چنان غالب شده که به رغم گمان برخورداری از شناخت و ایمان، به خداوند سبحان و الطاف و نعمات او نیز با عینک مادی نگاه می‌شود؟!</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">بنابراین، اگر گاه چند سؤال عقلی برای ذهن خود مطرح نماییم و سپس به جای نگاه احساسی و ناامیدانه و گله‌مندانه و حتی طلبکارانه، نگاهی با معرفت، ایمان، اخلاص، عشق و امید داشته باشیم، خودمان متوجه می‌شویم و به پاسخ بسیاری از پرسش‌ها می‌رسیم؛ و البته مطالعه نیز لازم است، چرا که &#8220;عقل به نور علم می‌بیند"؛ و به همین دلیل خداوند علیم و حکیم، کتاب خلقت و کتاب وحی را به روی ما گشوده است و انبیا و رسولانش را برای خواندن نشانه‌هایش، و تعلیم کتاب و حکمت به سوی ما فرستاده است، چرا که علم، بدون معلم حاصل نمی‌گردد.</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #008080;">«كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ» (البقره، 151)</span></p>
<p>ترجمه: همان گونه که رسولى از خودتان در ميان شما فرستاديم؛ تا آيات ما را بر شما بخواند؛ و شما را پاك كند؛ و به شما، كتاب و حكمت بياموزد؛ و آنچه را نمى‌دانستيد، به شما ياد دهد.</p>
<p>سوء ظن به خداوند سبحان</p>
<p>بدتر از داشتن و یا نداشتن، سوء ظنّ نسبت به خداوند سبحان است که در نهایت به اهانت و افترای به او می‌انجامد! و مهم آن است که بسیاری از مسلمانان، از سنگینی بار بسیاری از گناهان با خبرند، اما به راحتی به خداوند متعال سوء ظن پیدا می‌کنند و هر نسبت ناروا و افترایی را به او می‌بندند! غافل از آن که خود می‌فرماید: بدترین ظلم، افترای به اوست و افترا زننده، ظالم‌ترین انسان‌هاست و خداوند افترا زنندگان را کافران می‌خواند:</p>
<p>«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِلْكَافِرِينَ» (العنکبوت، 68)</p>
<p>ترجمه: چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ بسته يا حق را پس از آنكه به سراغش آمده تكذيب نمايد؟! آيا جايگاه كافران در دوزخ نيست؟!</p>
<p>●- بسیاری [دانسته یا ندانسته]، به هنگام موفقیت و دارایی، مواضع &#8220;قارونی&#8221; می‌گیرند و می‌گویند: «این حاصل اندیشه، فکر، هنر و عمل خودمان است»! و به هنگام مواجه با مشکلات، &#8220;جبر گرا&#8221; می‌شوند و می‌گویند: «خدا چنین کرد – خدا چنین خواست و &#8230;» و گله‌مند هم می‌شوند که «چرا خدا با ما چنین می‌کند»؟!</p>
<p><strong>عقل معاش</strong>:</p>
<p>ما یک کلمه‌ی &#8220;عقل&#8221; می‌گوییم و آن را به هر معنا و مصداقی از تفکر و تعقل حمل می‌نماییم، در حالی که بسیار فرق است بین &#8220;عقل شناختی&#8221; با &#8220;عقل معاش". لذا ممکن است کسی بسیار مؤمن باشد، اما &#8220;عقل معاش&#8221; نداشته باشد و دیگری اصلاً کافر باشد، ولی &#8220;عقل معاش&#8221; داشته باشد. آیا چینی‌ها و ژاپنی‌های بودایی، یا امریکایی‌ها و اروپایی‌های به ظاهر مسیحی، در اقتصاد موفق‌ترند، یا مسلمانان؟! امام خامنه‌ای، با این همه تأکیدات، هنوز نتواسته سیستم اجرایی و برنامه‌ریزی کشور را قانع کند که باید متوجه &#8220;سرمایه و تولید&#8221; داخلی باشند.</p>
<p dir="ltr" style="text-align: right;"><strong><span style="color: #ff0000;">نگاه به دیگران و قیاس:</span></strong></p>
<p>یکی از بدترین نگرش‌ها و کارها، نگاه به ظاهر دیگران و سپس قیاس باطن خود با ظاهر آنهاست! آدمی نسبت به خودش شناخت دارد و تا حدودی عمق و فشار مشکلات خودش را درک می‌کند، اما دز دیگران به جز ظاهر نمی‌بیند. سپس با یک داوری مبتنی بر نادانی و ظاهربینی، می‌گوید: «فلانی نماز نمی‌خوانَد، اما خانه و خودرو و شغل خوب و شرکت دارد، ولی من نماز می‌خوانم و اینها را ندارم»؛ گویی نتیجه نماز، باید خانه و خودرو باشد! و بدتر آن که نسبت به خداوند سبحان تردید می‌کند! و این کاش فقط در وجودش شک می‌کرد، در حالی که به وجود خدا شک نمی‌کند، بلکه او را متهم و محکوم می‌سازد!</p>
<p>کسی بیشتر از روزی‌اش نمی‌خورد</p>
<p>رزق و روزی مادی و معنوی نیز قانونمند است و حساب و کتاب دارد و از روی علم و  حکمت توزیع می‌شود. فرق است بین روزی کسی که فکر می‌کند، کار می‌کند، مقتصد است و &#8230;، با رزق و روزی کسی که منتظر است سقف بشکافد و از آسمان روزی برسد! اما در هر حال میزان دارایی، به مثابه رزق و روزی نیست، بلکه میزان مصرف، رزق و روزی است که یا به حلال به دست آورده و یا به حرام. کسی که صدها میلیارد دارد، اما یک دست کت و شلوار دارد و کسی که کارمند است و همان یک دست را دارد؛ روزی‌شان همان یک دست کت و شلوار است. سوپر میلیاردری را می‌شناسم که به یک وعده غذا خوردن دیگران حسرت می‌بُرد و می‌گفت: «بیش از ده سال است که معده‌ی من، به جز نان و ماست را قبول نمی‌کند»!</p>
<p><span style="background-color: #008000;">روزی و طغیان</span></p>
<p>گاه رزق و روزی زیاد مادی [ثروت، شهرت، شغل، موقعیت اجتماعی و &#8230;]، سبب طغیان می‌گردد! فرمود: «كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى / العلق، 6 و 7»؛ یعنی [انسان که هیچ گاه غنی نمی‌شود و همیشه فقیر است]، اما آنگاه که خود را غنی می‌بیند، طغیان (سرکشی) می‌کند. در آیه دیگری می‌فرماید که اگر بیشتر بدهم، نه تنها طغیان می‌کنند، بلکه در این طغیان، لجاجت و پافشاری هم می‌کنند:</p>
<p>«وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ» (المؤمنون، 75)</p>
<p>ترجمه: و اگر به آنان رحم كنيم و گرفتاری‌ها و مشكلاتشان را برطرف سازيم، (نه تنها بيدار نمى‌شوند، بلكه) در طغيان‌شان لجاجت مى‌ورزند و (در اين وادى) سرگردان مى‌مانند!</p>
<p>آیا بیشتر سرمایه‌داران و مرفهین، اهل طغیان و فسق و حتی ظلم نیستند؟!</p>
<p>●- بنابراین، خداوند رحمان و رحیم، به بنده‌ی مؤمن، معتقد و معادگرایش، چیزی نمی‌دهد که سبب انحراف و طغیان او شود، اما به بنده‌ی کافرش بیشتر هم می‌دهد تا بیشتر فرو رود، چرا که این لجبازی در طغیان، به خودش بر می‌گردد.</p>
<p><span style="color: #008000; background-color: #ff0000;">دنیا، بهشت کفار</span></p>
<p>البته در نظام هدایت، مسائل دیگری هم هست که شاید درکش برای ما زیاد هم آسان، راحت و قابل پذیرش نباشد! همین‌قدر خلاصه می‌شود که همگان بندگان خداوند هستند و باید نصیب و لذتی از بهشت خدا ببرند، منتهی آنان که کافرند و اعتقادی به معاد ندارند، بهشت را خلاصه به رفاه و لذت دنیای مادی می‌دانند و خدا هم چیزی از متاع دنیا به آنها می‌دهد، ولی از آخرت بی‌نصیب می‌مانند؛ ولی برخی دنیا و آخرت حسنه را مطالبه می‌کنند:</p>
<p>«‌<span style="color: #008000;">فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ * وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» (البقره، 200 و 201)</span></p>
<p>ترجمه: &#8230; بعضى از مردم مى‌گويند: «خداوندا! به ما در دنيا، ( نيكى ) عطا كن!» ولى در آخرت، بهره‌اى ندارند * و بعضى مى‌گويند: «پروردگارا! به ما در دنيا ( نيكى ) عطا كن! و در آخرت نيز (نيكى) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!»</p>
<p>پس، خداوند متعال به آن که هم دنیا را می‌خواهد و هم آخرت را می‌خواهد، در دنیا روزی حسنه و به اندازه می‌دهد و در آخرت، روزی بی‌حساب؛ اما به دنیا گرایان، کم یا زیاد، روزی دنیا را می‌دهد.</p>
<p>●- پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله، و امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام، هر دو در یک جمله‌ی بسیار نورانی و ژرف فرمودند: «<span style="color: #008080;">الدُّنيا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ و َ جَنَّةُ الْكافِرِ – دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است / امالی شیخ طوسی، ج 1، ص 356».</span></p>
<p>●- خداوند متعال، خود در قرآن کریم فرمود که اگر شما مؤمنان دچار مشکلات شناختی و اعتقادی و سوء ظن و &#8230; نمی‌شدید و دسته جمعی از دین و ایمان بیرون نمی‌رفتید، سقف خانه‌ی کفار را از نقره قرار می‌دادم:</p>
<p>«<span style="color: #008000;">وَلَوْلَا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ» (الزّخرف، 33)</span></p>
<p>ترجمه: اگر (تمكّن كفّار از مواهب مادى) سبب نمى‌شد كه همه‌ی مردم امت واحد (گمراهى) شوند، ما براى كسانى كه به (خداوند) رحمان كافر مى‌شدند، خانه‌هايى قرار مى‌داديم با سقف‌هايى از نقره و نردبان‌هايى كه از آن بالا روند.</p>
<p>بالاخره آنها نیز باید نصیبی از بهشت و نعمات الهی ببرند، منتهی این دنیا فانی، این خانه‌هایی که بزرگش نیز کوچک است و در آن پیر و فرسوده شده و می‌میرند و به ارث می‌گذارند را به عنوان بهشت خود انتخاب کرده‌اند؛ اگر چه هر کافری هم مرفه نمی‌شود و آن که مرفه‌تر می‌شود، بیشتر در غفلت فرو می‌رود و طغیان می‌کند.</p>
<p>●●●- بنابراین، باید در راستای توحید و معاد و آخرت‌گرایی، با توکل، توسل، دعا و البته تفکر، تعقل، برنامه‌ریزی و تلاش، به دنبال کسب و افزایش رزق حلال خود باشیم، نه این که به ظاهر زندگی دیگران بنگریم، در نیتجه به خداوند متعال سوء ظنّ نماییم و افترا نیز ببندیم! این گمراهی و خسرانی به مراتب بدتر و مُهلک‌تر از کم داشتن یا نداشتن است.</p>
<p>مشارکت و هم‌افزایی (پرسش  و نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)</p>
<p>پرسش:</p>
<p>گاه دچار تردید می‌گردم! کسانی که اعتقادات و مقیدات درستی (نماز، حلال و حرام و &#8230;) ندارند، وضعیت بهتری دارند، گویی خداوند امثال ما را رها کرده است؟!</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abadan.kowsarblog.ir/دنیا-بهشت-کفار">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abadan.kowsarblog.ir/دنیا-بهشت-کفار#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abadan.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1083789</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>خدا را ن میبینم چگونه باور کنم هست!؟</title>
			<link>https://abadan.kowsarblog.ir/خدا-را-ن-میبینم-چگونه-باور-کنم-هست</link>
			<pubDate>18:14:00 +0330 سه شنبه، 8 مهر 1399</pubDate>			<dc:creator>سيده سبا ميرزماني ارجنگي</dc:creator>
			<category domain="main">اعتقادی</category>			<guid isPermaLink="false">1083436@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;چند وقته &amp;#8220;شک&amp;#8221; افتاده به جونم! همش یه صدایی بهم میگه: تو که خدا رو نمی‌بینی، پس به چی ایمان آوردی؟! نمیدونم چی کارکنم خواهش می‌کنم کمک کنید. (مهندسی عمران / کرج)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر گمان دارید که یک صدایی این شک را به شما القا می‌کند، سعی کنید که صاحب صدا را بشناسید. آیا هوای نفس خودتان است که از درون وسوسه می‌کند، یا شیاطین جنّ و انس نیز از بیرون سر و صدا و وسوسه می‌کنند. چرا که یقیناً این ندای عقل و فطرت نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کمک ما این خواهد بود که تا حدودی مسئله شک و شکاکی، آن هم نسبت به وجود خداوند سبحان را برای شما شرح دهیم، تا مطمئن شوید که هیچ شکی ندارید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;#8220;شک&amp;#8221; نیز بد و خوب و سالم و ناسالم دارد. &amp;#8220;شک&amp;#8221; می‌تواند مقدمه‌ای برای رسیدن به معلوماتی متقن باشد و می‌تواند مانند یک بیماری و خوره، به جان آدمی بیفتند. چیزی مثل خیال است که هم می‌تواند مقدمه‌ی &amp;#8220;تفکر و تعقل و شناخت&amp;#8221; باشد و هم می‌تواند بی‌اساس و پوچ و ذهن‌آزار باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از مرحوم آیت الله طالقانی رحمة الله علیه، در خطبه‌ای از نماز جمعه ایشان شنیدم که «فردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد که هلاک شدم! ایشان پرسیدند: چرا؟ گفت: چون شک کردم! پرسیدند: به چه چیز شک کردی؟ گفت: به وجود خداوند! ایشان فرمودند: «الله اکبر، هذا اول الیقین»، یعنی: الله اکبر، این تازه اول یقین است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس، شک سالم، مبتنی بر پرسش‌ها و حتی شبهات منطقی، خودش می‌تواند مقدمه، اول راه و باب رسیدن به یقین باشد، و شک ناسالم، بی‌منطق، بی‌دلیل و از روی عادت ذهن به شکاکی، نه تنها به هیچ نتیجه‌ی متقنی نمی‌رسد، بلکه آدمی را در گمراهی دورتر می‌سازد!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین، یاد سعی کنیم که هر نوع شکی در ذهن ما، پایه و اساسی داشته باشد، علتی و دلیلی داشته باشد، نه این که همین‌طور بگوییم و به خود القا کنیم که &amp;#8220;من شک دارم&quot;!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;أَفِي اللَّهِ شَكٌّ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای ذهنی که تکفر و تعقل می‌کند و در وادی &amp;#8220;تخیل&amp;#8221; متوقف نمی‌ماند، اگر چه علم زیادی نداشته باشد و فقط به خودش و همین طبیعتی که مقابل دیدگانش قرار دارد نگاه کند، هیچ شکی درباره‌ وجود خداوند متعال باقی نمی‌ماند! با خودش می‌گوید: اگر هستی هست، پس هستی‌بخش هم هست. اگر من، خودم و جهان را نیافریدم و دیگران نیز مثل خودم مخلوق هستند، پس لابد دیگری آفریده است که خودش مخلوق نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از این‌رو، انبیای الهی به کلام وحی و یا توضیحات خودشان، براهین عقلی و اثباتی بسیاری ارائه کرده‌اند و از زمین و آسمان، نشانه‌ها و دلایل آوردند، اما گاهی نیز می‌فرمود: «مگر در وجود خداوند متعال، شکی هست -  و حال آن که زمین و آسمان، بر وجودش گواهی می‌دهند: «قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ &amp;#8230; - رسولان آنها گفتند: «آيا در خدا شكّ است؟! خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده &amp;#8230; / ابراهیم علیه السلام، 10».&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس، اقرار و اذعان نماییم که ممکن است سؤالات بسیاری داشته باشیم، اما عقل آدمی، در اصل وجود خداوند متعال، هیچ شک و تردیدی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدایی که نمی‌بینیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا ما هر چه را که می‌شناسیم و به وجودش ایمان داریم، می‌بینیم؟! حتی ماده‌گرا (ماتریالیست‌ها) ناچارند تمامی تجربیات و دریافت‌های مادی خود را برای نتیجه‌گیری، به عقل ارجاع دهند و قوانینی که به چشم مادی نمی‌بینند را بر آن مترتب کنند! مثل قانون علیت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا ما چیزی به نام عقل، فکر، قلب (جان)، دوست داشتن (حُبّ)، بد آمدن (بُغض)، عشق، نفرت، امید، ترس، نگرانی و &amp;#8230; را می‌بینیم، و یا فقط آثارشان را در مواضع و رفتارها، می‌بینیم، و می‌گوییم: «علت آن رفتار، این حالت بوده و این حالت معلول آن رفتار است»؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به حکم عقل گواهی می‌دهیم که همه چیز معلول است و هیچ معلولی بدون علت پدید نمی‌آید و بر اساس باور همین نادیدنی، تحقیقات و اکتشافات علمی و تجربی را انجام می‌دهیم؛ پس چگونه ممکن است که جهان آفرینش و نظم عالمانه، حکیمانه و مقتدرانه بر آن و ربوبیت آن را بدون آفریننده‌ای علیم، حکیم و مقتدر و ربوبیّت او ببینیم و یا در وجودش شک کنیم؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدایی که می‌بینیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به امیرالمؤمنین علیه السلام گفتند: تو مرد علیم و حکیمی هستی، پس چگونه خدایی که نمی‌بینی را می‌پرستی؟! نفرمودند: خدا که ماده نیست و شکل و شمایل ندارد که دیده شود، بلکه فرمودند: «ما کُنْتُ اَعْبُدُ رَبّا لَمْ أرَهُ – هرگز ربی (صاحب اختیار و تربیت کننده‌ی اموری) را که نبینم، نمی‌پرستم» و البته توضیح دادند که «لَمْ تَرَهُ الْعُیُونُ بِمُشاهَدَةِ الأبصارِ وَلکِنْ رَأتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الاْیمانِ – هرگز چشمان با نگاه (مادی) او را مشاهده نمی‌کنند، بلکه قلوب به حقیقت ایمان او را می‌بینند / اصول کافی، ج 1، ص 245».&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابن العوجاء، ماده‌گرا (ماتریالیست)، از امام صادق علیه السلام پرسید: «اگر خدایی  هست، پس چرا خودش را پنهان کرده و &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رسولانش را می‌فرستد، خب خودش را آشکارا نشان دهد تا دیگر کسی درباره‌ی او شک نکند»!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایشان نفرمودند که خداوند سبحان، جسم و ماده نیست که خودش را مانند انسان یا &amp;#8230; نشان دهد؛ بلکه فرمودند: «چگونه پنهان گشته کسی که خودش را در وجود خودت به تو ارائه و نشان داده است» و سپس نشانه‌های خالقیت، قدرت و ربوبیّت خدا را در وجود خود او، چنان بر شمرد که ابن ابی العوجاء اقرار کرد که هیچ پاسخی نداشتم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خالقت کیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر برخی از مردم، راجع به هر اسم خداوند سبحان [مانند: إله، رب، مالک، قادر، رازق و &amp;#8230;] شک کنند و یا شریکانی برایش بتراشند و جعل کنند، نسبت به اسم &amp;#8220;خالق&quot;، نه می‌توانند تردیدی نمایند و نه می‌توانند جایگزینی خیال و جعل نمایند!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آدمی می‌داند، می‌بیند و یقین دارد که اولاً هیچ چیزی ازلی نیست، پس همه ساخته و خلق شده‌اند؛ پس همه چیز &amp;#8220;مخلوق&amp;#8221; است - و ثانیاً می‌داند، می‌فهمد و می‌بیند که هیچ چیزی ازلی نیست، پس همه نبوده و سپس پیدایش یافته‌اند، پس مخلوقند – و ثالثاَ یقین دارد که نه خود، خالق خودش است و به جهان هستی بخشیده، نه سایرینی که مثل او هستند. پس به وجود خالق یکتا یقین می‌آورد. لذا خداوند سبحان، عقل انسان را مخاطب قرار داده و می‌پرسد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ» (الطور، 35 تا 37)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترجمه: يا آنها بى هيچ آفريده شده‌اند، يا خود خالق خويشند؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا يُوقِنُونَ&lt;/span&gt;»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترجمه: آيا آنها آسمانها و زمين را آفريده‌اند؟! [نه، جای تردید نیست] بلكه آنها جوياى يقين نيستند!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;color: #008000;&quot;&gt;«أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترجمه: آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟! (تا بتوانند ربوبیت کنند، رازق باشند، بیارند و ببرند و &amp;#8230;)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●●- پس هیچ انسانی که کمی تفکر کند، نمی‌تواند در وجود خداوند سبحان شک نماید، مگر این که خودش به خودش القا کند که «من شک دارم»!&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abadan.kowsarblog.ir/خدا-را-ن-میبینم-چگونه-باور-کنم-هست&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #ff0000;">چند وقته &#8220;شک&#8221; افتاده به جونم! همش یه صدایی بهم میگه: تو که خدا رو نمی‌بینی، پس به چی ایمان آوردی؟! نمیدونم چی کارکنم خواهش می‌کنم کمک کنید. (مهندسی عمران / کرج)</span></p>
<p>اگر گمان دارید که یک صدایی این شک را به شما القا می‌کند، سعی کنید که صاحب صدا را بشناسید. آیا هوای نفس خودتان است که از درون وسوسه می‌کند، یا شیاطین جنّ و انس نیز از بیرون سر و صدا و وسوسه می‌کنند. چرا که یقیناً این ندای عقل و فطرت نیست.</p>
<p>کمک ما این خواهد بود که تا حدودی مسئله شک و شکاکی، آن هم نسبت به وجود خداوند سبحان را برای شما شرح دهیم، تا مطمئن شوید که هیچ شکی ندارید.</p>
<p>&#8220;شک&#8221; نیز بد و خوب و سالم و ناسالم دارد. &#8220;شک&#8221; می‌تواند مقدمه‌ای برای رسیدن به معلوماتی متقن باشد و می‌تواند مانند یک بیماری و خوره، به جان آدمی بیفتند. چیزی مثل خیال است که هم می‌تواند مقدمه‌ی &#8220;تفکر و تعقل و شناخت&#8221; باشد و هم می‌تواند بی‌اساس و پوچ و ذهن‌آزار باشد.</p>
<p>از مرحوم آیت الله طالقانی رحمة الله علیه، در خطبه‌ای از نماز جمعه ایشان شنیدم که «فردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد که هلاک شدم! ایشان پرسیدند: چرا؟ گفت: چون شک کردم! پرسیدند: به چه چیز شک کردی؟ گفت: به وجود خداوند! ایشان فرمودند: «الله اکبر، هذا اول الیقین»، یعنی: الله اکبر، این تازه اول یقین است.</p>
<p>پس، شک سالم، مبتنی بر پرسش‌ها و حتی شبهات منطقی، خودش می‌تواند مقدمه، اول راه و باب رسیدن به یقین باشد، و شک ناسالم، بی‌منطق، بی‌دلیل و از روی عادت ذهن به شکاکی، نه تنها به هیچ نتیجه‌ی متقنی نمی‌رسد، بلکه آدمی را در گمراهی دورتر می‌سازد!</p>
<p>بنابراین، یاد سعی کنیم که هر نوع شکی در ذهن ما، پایه و اساسی داشته باشد، علتی و دلیلی داشته باشد، نه این که همین‌طور بگوییم و به خود القا کنیم که &#8220;من شک دارم"!</p>
<p><span style="color: #ff0000;">أَفِي اللَّهِ شَكٌّ</span></p>
<p>برای ذهنی که تکفر و تعقل می‌کند و در وادی &#8220;تخیل&#8221; متوقف نمی‌ماند، اگر چه علم زیادی نداشته باشد و فقط به خودش و همین طبیعتی که مقابل دیدگانش قرار دارد نگاه کند، هیچ شکی درباره‌ وجود خداوند متعال باقی نمی‌ماند! با خودش می‌گوید: اگر هستی هست، پس هستی‌بخش هم هست. اگر من، خودم و جهان را نیافریدم و دیگران نیز مثل خودم مخلوق هستند، پس لابد دیگری آفریده است که خودش مخلوق نیست.</p>
<p>از این‌رو، انبیای الهی به کلام وحی و یا توضیحات خودشان، براهین عقلی و اثباتی بسیاری ارائه کرده‌اند و از زمین و آسمان، نشانه‌ها و دلایل آوردند، اما گاهی نیز می‌فرمود: «مگر در وجود خداوند متعال، شکی هست -  و حال آن که زمین و آسمان، بر وجودش گواهی می‌دهند: «قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ &#8230; - رسولان آنها گفتند: «آيا در خدا شكّ است؟! خدايى كه آسمانها و زمين را آفريده &#8230; / ابراهیم علیه السلام، 10».</p>
<p>پس، اقرار و اذعان نماییم که ممکن است سؤالات بسیاری داشته باشیم، اما عقل آدمی، در اصل وجود خداوند متعال، هیچ شک و تردیدی ندارد.</p>
<p>خدایی که نمی‌بینیم</p>
<p>آیا ما هر چه را که می‌شناسیم و به وجودش ایمان داریم، می‌بینیم؟! حتی ماده‌گرا (ماتریالیست‌ها) ناچارند تمامی تجربیات و دریافت‌های مادی خود را برای نتیجه‌گیری، به عقل ارجاع دهند و قوانینی که به چشم مادی نمی‌بینند را بر آن مترتب کنند! مثل قانون علیت.</p>
<p>آیا ما چیزی به نام عقل، فکر، قلب (جان)، دوست داشتن (حُبّ)، بد آمدن (بُغض)، عشق، نفرت، امید، ترس، نگرانی و &#8230; را می‌بینیم، و یا فقط آثارشان را در مواضع و رفتارها، می‌بینیم، و می‌گوییم: «علت آن رفتار، این حالت بوده و این حالت معلول آن رفتار است»؟!</p>
<p>به حکم عقل گواهی می‌دهیم که همه چیز معلول است و هیچ معلولی بدون علت پدید نمی‌آید و بر اساس باور همین نادیدنی، تحقیقات و اکتشافات علمی و تجربی را انجام می‌دهیم؛ پس چگونه ممکن است که جهان آفرینش و نظم عالمانه، حکیمانه و مقتدرانه بر آن و ربوبیت آن را بدون آفریننده‌ای علیم، حکیم و مقتدر و ربوبیّت او ببینیم و یا در وجودش شک کنیم؟!</p>
<p>خدایی که می‌بینیم</p>
<p>به امیرالمؤمنین علیه السلام گفتند: تو مرد علیم و حکیمی هستی، پس چگونه خدایی که نمی‌بینی را می‌پرستی؟! نفرمودند: خدا که ماده نیست و شکل و شمایل ندارد که دیده شود، بلکه فرمودند: «ما کُنْتُ اَعْبُدُ رَبّا لَمْ أرَهُ – هرگز ربی (صاحب اختیار و تربیت کننده‌ی اموری) را که نبینم، نمی‌پرستم» و البته توضیح دادند که «لَمْ تَرَهُ الْعُیُونُ بِمُشاهَدَةِ الأبصارِ وَلکِنْ رَأتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الاْیمانِ – هرگز چشمان با نگاه (مادی) او را مشاهده نمی‌کنند، بلکه قلوب به حقیقت ایمان او را می‌بینند / اصول کافی، ج 1، ص 245».</p>
<p>ابن العوجاء، ماده‌گرا (ماتریالیست)، از امام صادق علیه السلام پرسید: «اگر خدایی  هست، پس چرا خودش را پنهان کرده و </p>
<p>رسولانش را می‌فرستد، خب خودش را آشکارا نشان دهد تا دیگر کسی درباره‌ی او شک نکند»!</p>
<p>ایشان نفرمودند که خداوند سبحان، جسم و ماده نیست که خودش را مانند انسان یا &#8230; نشان دهد؛ بلکه فرمودند: «چگونه پنهان گشته کسی که خودش را در وجود خودت به تو ارائه و نشان داده است» و سپس نشانه‌های خالقیت، قدرت و ربوبیّت خدا را در وجود خود او، چنان بر شمرد که ابن ابی العوجاء اقرار کرد که هیچ پاسخی نداشتم.</p>
<p>خالقت کیست؟</p>
<p>اگر برخی از مردم، راجع به هر اسم خداوند سبحان [مانند: إله، رب، مالک، قادر، رازق و &#8230;] شک کنند و یا شریکانی برایش بتراشند و جعل کنند، نسبت به اسم &#8220;خالق"، نه می‌توانند تردیدی نمایند و نه می‌توانند جایگزینی خیال و جعل نمایند!</p>
<p>آدمی می‌داند، می‌بیند و یقین دارد که اولاً هیچ چیزی ازلی نیست، پس همه ساخته و خلق شده‌اند؛ پس همه چیز &#8220;مخلوق&#8221; است - و ثانیاً می‌داند، می‌فهمد و می‌بیند که هیچ چیزی ازلی نیست، پس همه نبوده و سپس پیدایش یافته‌اند، پس مخلوقند – و ثالثاَ یقین دارد که نه خود، خالق خودش است و به جهان هستی بخشیده، نه سایرینی که مثل او هستند. پس به وجود خالق یکتا یقین می‌آورد. لذا خداوند سبحان، عقل انسان را مخاطب قرار داده و می‌پرسد:</p>
<p>«أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ» (الطور، 35 تا 37)</p>
<p>ترجمه: يا آنها بى هيچ آفريده شده‌اند، يا خود خالق خويشند؟!</p>
<p>«<span style="color: #008000;">أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا يُوقِنُونَ</span>»</p>
<p>ترجمه: آيا آنها آسمانها و زمين را آفريده‌اند؟! [نه، جای تردید نیست] بلكه آنها جوياى يقين نيستند!</p>
<p><span style="color: #008000;">«أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ»</span></p>
<p>ترجمه: آيا خزاين پروردگارت نزد آنهاست؟! يا بر همه چيز عالم سيطره دارند؟! (تا بتوانند ربوبیت کنند، رازق باشند، بیارند و ببرند و &#8230;)</p>
<p>●●- پس هیچ انسانی که کمی تفکر کند، نمی‌تواند در وجود خداوند سبحان شک نماید، مگر این که خودش به خودش القا کند که «من شک دارم»!</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abadan.kowsarblog.ir/خدا-را-ن-میبینم-چگونه-باور-کنم-هست">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abadan.kowsarblog.ir/خدا-را-ن-میبینم-چگونه-باور-کنم-هست#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abadan.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1083436</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>پاسخ یک شبهه</title>
			<link>https://abadan.kowsarblog.ir/پاسخ-یک-شبهه-1</link>
			<pubDate>12:21:00 +0330 سه شنبه، 8 مهر 1399</pubDate>			<dc:creator>سيده سبا ميرزماني ارجنگي</dc:creator>
			<category domain="main">اعتقادی</category>			<guid isPermaLink="false">1083305@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;text-decoration: line-through;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;✅پرسش:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دو حدیث زیر، يکي ميگويد در مورد خدا تفکر کنيد ولي ديگري خلاف اين را مي گوید. کدام درست است و باید چه کرد؟&lt;br /&gt;برترين عبادت انديشيدن مداوم درباره خدا و قدرت اوست (ميزان الحکمه،ري شهري،ج9،ص231)&lt;br /&gt;پيامبر اکرم (ص) :در همه چيز تفکر کنيد ولي در ذات خداوند تفکر نکنيد (نهج الفصاحه {مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص} ، مترجم و گردآورنده : ابوالقاسم پايبند ، ص 389 )&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?پاسخ:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر دو صحيح است &lt;br /&gt;يکي توصيه مي کند در مورد خدا فکر کنيد و ديگري توصيه مي کند اين تفکر در ذات خدا نباشد بلکه در مورد اوصاف خداوند و قدرت و خلقت او تفکر کنيد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;?تفکر در ذات يعني اينکه کسي فکر کند وجود خدا به چه کيفيت است، جنسش چيست ، کيفيت حضور او در همه هستي و &amp;#8230;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;☘️تفکردر اوصاف خدا يعني مهرباني او را در تمام هستي مشاهده کردن، رزاق بودن او، خالق بودن او ، تنوع آفرينش و قدرت و علم او را فهميدن و &amp;#8230;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abadan.kowsarblog.ir/پاسخ-یک-شبهه-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="text-decoration: line-through;"><br /></span></p>
<p>✅پرسش:</p>
<p>در دو حدیث زیر، يکي ميگويد در مورد خدا تفکر کنيد ولي ديگري خلاف اين را مي گوید. کدام درست است و باید چه کرد؟<br />برترين عبادت انديشيدن مداوم درباره خدا و قدرت اوست (ميزان الحکمه،ري شهري،ج9،ص231)<br />پيامبر اکرم (ص) :در همه چيز تفکر کنيد ولي در ذات خداوند تفکر نکنيد (نهج الفصاحه {مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص} ، مترجم و گردآورنده : ابوالقاسم پايبند ، ص 389 )</p>
<p>?پاسخ:</p>
<p>هر دو صحيح است <br />يکي توصيه مي کند در مورد خدا فکر کنيد و ديگري توصيه مي کند اين تفکر در ذات خدا نباشد بلکه در مورد اوصاف خداوند و قدرت و خلقت او تفکر کنيد</p>
<p>?تفکر در ذات يعني اينکه کسي فکر کند وجود خدا به چه کيفيت است، جنسش چيست ، کيفيت حضور او در همه هستي و &#8230;.</p>
<p>☘️تفکردر اوصاف خدا يعني مهرباني او را در تمام هستي مشاهده کردن، رزاق بودن او، خالق بودن او ، تنوع آفرينش و قدرت و علم او را فهميدن و &#8230;.</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abadan.kowsarblog.ir/پاسخ-یک-شبهه-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abadan.kowsarblog.ir/پاسخ-یک-شبهه-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abadan.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1083305</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>عمار، سلمان و مقداد  در کلام بهجت</title>
			<link>https://abadan.kowsarblog.ir/عمار-سلمان-و-مقداد-در-کلام-بهجت</link>
			<pubDate>14:39:00 +0330 دوشنبه، 7 مهر 1399</pubDate>			<dc:creator>سيده سبا ميرزماني ارجنگي</dc:creator>
			<category domain="main">اعتقادی</category>			<guid isPermaLink="false">1083016@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;✅ «مقام حضرت سلمان علیه‌السلام»&lt;br /&gt;? حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? چه بکنیم از بی علمی؟!&lt;br /&gt; چه بکنیم از ضعف در ایمان؟!&lt;br /&gt; از ضعف در تدین! &amp;#8230; چه بکنیم از این ضعف‌ها؟! &lt;br /&gt;?چه بکنیم از این ضعف‌های اختیاری؟! نمی‌رویم دنبال تحصیلات علمیه! نمی‌رویم که بفهمیم که خب عمل چطور بر ما آسان بشود؟ &lt;br /&gt;اختیارا نمی‌رویم! &lt;br /&gt;اگر غیراختیاری باشد حالا، خدا می‌بخشد ما را؛ اما اختیاری را چه بکنیم؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? چه‌کار بکنیم از ضعف ما در علم و عمل؟!&lt;br /&gt;چه کار بکنیم که این ضعف ما به اختیار ماست؟! خودمان نمی‌رویم دنبال تقویت!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? تقویت علمیه، همین است که عرض کردم؛ درس خواندن و درس گفتن، که هیچ‌کس از آن مستغنی نیست؛ مگر انبیا و اوصیا، که صحبت درس در آنها نیست، ما هیچ ربطی به آن‌ها نداریم!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;✅ ماهنوز، شاگردان آن‌ها، سلمان و ابوذر و این‌ها، بالای سرما قرار دارند و ما مقامات آن‌ها را هنوز خبرنداریم ونمی‌دانیم چیست![چه رسد به مقام انبیاء و اوصیاء]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;⭕️ مبادا در خودمان یک خیال‌های شیطانی بکنیم! &lt;br /&gt;ما رعیت هستیم و در رعیت هم، رعیتِ رعیت هستیم.&lt;br /&gt; ما اگر اعتراف به مقام سلمان و ابوذر و مقداد و عمار نداشته باشیم، اعتراف به مافوق آنها (بالاترازآن‌ها که انبیاء‌ و اولیاء هستند) داریم؟&lt;br /&gt; نه! دروغ است!&lt;br /&gt;[ اینکه فکر کنیم بدون اعتراف وشناخت به مقام امثال سلمان، ابوذر، مقداد و عمار، توانسته‌ایم شناختی از مقامات انبیاء و اولیاء داشته باشیم دروغ است!]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? ما از سلمان و ابوذر و مقداد، یقینا! عقب‌تر هستیم، &lt;br /&gt;[مثلا یکی] دلیلش این است که سلمان به زهیر گفت: «إذا أدرکتُم سید شباب أهل‌الجنة فکونوا أشُدُّ فَرحا» .. از این غنیمتی که تحصیل کردی&amp;#8230; &lt;br /&gt;حالا تا زمان قیام سیدالشهدا چقدر طول دارد؟! زمان سلمان تا آن زمان؟! &lt;br /&gt;حالا از کجا او(زهیر) موفق بشود به این کار؟ هفتاد و دو تن [اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام] بیشتر نبودند! چطور [سلمان] از بین همه مردم او (زهیر) را جزو هفتاد و دوتن حساب کرده بود و دید (متوجه شد)؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? آنها کجا و ما کجا ؟! &lt;br /&gt;ما خیلی دوریم از آنها !!&lt;br /&gt;? ما کجا می‌رسیم به سلمان و ابوذر و مقدادشون ، ما خاک پای اون‌ها نمی‌شویم ..&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;? بخشی از فرمایشات حضرت آیت‌الله‌العظمی بهجت اعلی‌الله مقامه در دیدار جمعی از طلاب مشهد با معظم‌له - تابستان ۱۳۷۶&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://abadan.kowsarblog.ir/عمار-سلمان-و-مقداد-در-کلام-بهجت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>✅ «مقام حضرت سلمان علیه‌السلام»<br />? حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره:</p>
<p>? چه بکنیم از بی علمی؟!<br /> چه بکنیم از ضعف در ایمان؟!<br /> از ضعف در تدین! &#8230; چه بکنیم از این ضعف‌ها؟! <br />?چه بکنیم از این ضعف‌های اختیاری؟! نمی‌رویم دنبال تحصیلات علمیه! نمی‌رویم که بفهمیم که خب عمل چطور بر ما آسان بشود؟ <br />اختیارا نمی‌رویم! <br />اگر غیراختیاری باشد حالا، خدا می‌بخشد ما را؛ اما اختیاری را چه بکنیم؟!</p>
<p>? چه‌کار بکنیم از ضعف ما در علم و عمل؟!<br />چه کار بکنیم که این ضعف ما به اختیار ماست؟! خودمان نمی‌رویم دنبال تقویت!</p>
<p>? تقویت علمیه، همین است که عرض کردم؛ درس خواندن و درس گفتن، که هیچ‌کس از آن مستغنی نیست؛ مگر انبیا و اوصیا، که صحبت درس در آنها نیست، ما هیچ ربطی به آن‌ها نداریم!</p>
<p>✅ ماهنوز، شاگردان آن‌ها، سلمان و ابوذر و این‌ها، بالای سرما قرار دارند و ما مقامات آن‌ها را هنوز خبرنداریم ونمی‌دانیم چیست![چه رسد به مقام انبیاء و اوصیاء]</p>
<p>⭕️ مبادا در خودمان یک خیال‌های شیطانی بکنیم! <br />ما رعیت هستیم و در رعیت هم، رعیتِ رعیت هستیم.<br /> ما اگر اعتراف به مقام سلمان و ابوذر و مقداد و عمار نداشته باشیم، اعتراف به مافوق آنها (بالاترازآن‌ها که انبیاء‌ و اولیاء هستند) داریم؟<br /> نه! دروغ است!<br />[ اینکه فکر کنیم بدون اعتراف وشناخت به مقام امثال سلمان، ابوذر، مقداد و عمار، توانسته‌ایم شناختی از مقامات انبیاء و اولیاء داشته باشیم دروغ است!]</p>
<p>? ما از سلمان و ابوذر و مقداد، یقینا! عقب‌تر هستیم، <br />[مثلا یکی] دلیلش این است که سلمان به زهیر گفت: «إذا أدرکتُم سید شباب أهل‌الجنة فکونوا أشُدُّ فَرحا» .. از این غنیمتی که تحصیل کردی&#8230; <br />حالا تا زمان قیام سیدالشهدا چقدر طول دارد؟! زمان سلمان تا آن زمان؟! <br />حالا از کجا او(زهیر) موفق بشود به این کار؟ هفتاد و دو تن [اصحاب سیدالشهدا علیه‌السلام] بیشتر نبودند! چطور [سلمان] از بین همه مردم او (زهیر) را جزو هفتاد و دوتن حساب کرده بود و دید (متوجه شد)؟</p>
<p>? آنها کجا و ما کجا ؟! <br />ما خیلی دوریم از آنها !!<br />? ما کجا می‌رسیم به سلمان و ابوذر و مقدادشون ، ما خاک پای اون‌ها نمی‌شویم ..</p>
<p>? بخشی از فرمایشات حضرت آیت‌الله‌العظمی بهجت اعلی‌الله مقامه در دیدار جمعی از طلاب مشهد با معظم‌له - تابستان ۱۳۷۶</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://abadan.kowsarblog.ir/عمار-سلمان-و-مقداد-در-کلام-بهجت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://abadan.kowsarblog.ir/عمار-سلمان-و-مقداد-در-کلام-بهجت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://abadan.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1083016</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
